تبليغاتX
روزمرگی

روزمرگی

عشق را گفتم به دست آرم عنان اختیار - تا عنان آمد به دستم، اختیار از دست رفت

 

علی رضا قزوه در آخرین پست وبلاگ اش به نام "عشق علیه السلام" شعری را سروده اند که سایت محترم پرچم نیز اقدام به درج شعر این دوست عزیز نمودند.

درینجا شعر این دوست عزیزمون رو مینویسم و ابیات اضافه شده توسط این حقیر رو به رنگ آبی در زیرش درج میکنم. همانگونه که شعر این دوست گرامی نیاز به توضیح اضافه نداره و گویای نظر ایشان است، ابیات این حقیر هم نیاز به توضیح اضافه نداره و ایضآ گویای نظر اینجانب است. 

ضمنآ پیشاپیش هم ازینکه شعر این دوست عزیز رو مورد هجمه ابیات شُخمی خودم قرار دادم پوزش میطلبم.

این همه آتش خدایا شعله اش از گور کیست؟

شهوت این بی نمازان، نشئه ی انگور کیست؟

این همه آتش خدایا، هیزمش از آن ِ کیست ؟

سجده های ساختگی با سنگ ِ پا، منظور چیست ؟

گفته شهوت، پس چگونه سنتت جاری کنیم ؟

من شکر خوردم که گفتم، خوشگله نام ِ تو چیست ؟

نشئه ی انگور را هستم، زان سبب بی خود شدم.

هی فلانی ! درصدش بالا بَوَد. انگور ِ چیست ؟

ما که دُردش خورده ایم، این چنین بی خود شدیم.

یارب ایشان را چه دادی، پس کمیته مال چیست ؟

پرده دانان طریقت در صبوری سوختند

این صدای ناموافق زخمه ی تنبور کیست؟

عاشقان خدمتت هم دائمآ تکذیب کنند.

شیفته ی قدرت نیم من! پس کی بود ؟ اسم او چیست ؟

شیخ بازیگوش ما از بس مرید خویش بود

عطسه ای فرمود و گفت این جمله ی مشهور کیست!

شیخ بازیگوش ما از بس حواسش پرت بود

یک تلنگی در بداد و گفت : این بو از آن ِ کیست ؟

پنج استاد حقیقت حرف شان با ما یکی ست

راستی در پشت این دستورها دستور کیست؟

اهل عقبا و طریقت حرفشان با ما یکی است

راستی در پشت این دستورها، دستور کیست ؟ (این تنها مصرعی بود که نیاز به تغییر نداشت !)

آب نوشان ادّعای خضر بودن می کنند

رنگ پیراهان اینان وصله ی ناجور کیست؟

پای منقل با عمل ! پیغمبری هم میکنند.

پس خدایا! غایب این جمعه هایت، این روزا سرگرم ِ چیست ؟

دست این پاسور بازان هر که دل را داد باخت

دوستان چشم شما در انتظار سور کیست؟

زیر دست ِ اینان هر که افتاد، خب فراموشش کنید

راستی این خشت ِ بی بی، این زیر، از آن ِ کیست ؟

دین و دل دادند یارانم در این شرب الیهود

شیخ ما در باده گم شد ، مست ما مستور کیست؟

من بــِـدم، تو هم بدی، او هم دهد، اما چه را ؟

گفت این را شیخ ما، زر زر مکن، اسم تو چیست ؟

این که خضرش خوانده اید، اسکندر مقدونی است

این که دریایش لقب دادید چشم شور کیست؟

آن که خوب است من گمانم، اشعری ِ ثانی است

مصرع دوم نمیگویم، این همه اصرارتان از بهر ِ چیست ؟

این که بر آن گوش خود بستید، صور محشر است

این که شیطان می دمد دائم در آن شیپور کیست؟

آنکه بر آن چشم ِ خود بستیم، بیست و سی ِ ملی است

اخباراش خوبند اما حیف، یه کم آبکی ست.

آن که می زد روز و شب پیوسته لاف اختیار

این زمان ترس از که دارد؟ این زمان مجبور کیست؟

گشت ارشاد می نمود ارشاد بانوان را روز و شب

این همه بانوی بی ارشاد این روزها پس مال ِ چیست؟

بعد طوفان جز کفی در کیسه ی امواج نیست

شاه ماهی های این دریا ببین در تور کیست

بعد طوفان جز کفی در سینه ء امواج نیست

این روزها رای های سبزمان در جیب کیست ؟

این که جم شد غائله خوب است اما من پرسشم

این همه خاشاک ! دور ِ بعدی رایشان از آن ِ کیست ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 12:54  توسط آسِت  | 

 

آقا جون شلوغش نکنید، به همه تون نفری یک و نیم لیتر میرسه !

برین تو صف ! برین تو صف ! شلوغ نکنید. به همه میرسه !

- خانوم شما قرمز خواستی یا سفید ؟

- مَــزه ؟ مگه میری نذری بگیری سالادم بهت میدن که از ما مزه هم میخوای ؟

- شامپاین ؟ نه ! شامپاین جزو سهمیه نیست. اگه میخوای باید آزاد پولش و بدی.

- مادر جان واسه شما چی بریزم ؟ اَبسولوت تمام شده ! میخوای واست تِکیلا بریزم ؟

- حاجی ! قربون دستت نیم لیترم سگی به ما بده . . .

- حاجی جان ! ماست خیارم داری ؟

- من مریض دارم. یه کمم واسه من بریز . . .

- واسه بچه میخوام. یه ته استکانم اگه مونده بده ما. بچه دلش خواسته !

- الهی خدا زن بچه ات و واست نیگه داره ! واسه زن حامله میخوام، ویار کرده ! یه ته استکانم واسه من بریز. . . . 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 9:55  توسط آسِت  | 

بياه . . . نوبت به اُوليّا كه رسيد، آسمون تِــپيد !

ما كه تو اين دنيا دستمون كوتاه و خرما بر نَخيل بود !!!، با خودمون گفتيم حداقل يه كاري كنيم اون دنيا با اين دله دافا محشور شيم كه اونم الحمدولله . . .

آخرين نفري كه از بهشت مراجعت فرمودند گزارش دادند كه :

 


پي نوشت ۱ : تشكر ميكنم از تمام دوستان عزيزم كه سالروز تولد اين حقير و تبريك گفتند. ممنونم و صد البته بسيار خوشحال، براي داشتن دوستاني كه منو به ياد ميارن. حتي گاه گاهي !

پي نوشت ۲ : عذر خواهي ميكنم براي اينكه اين روزا نميتونم جواب محبت هاي دوستان خوبم و بدم. به اينتر نت به سختي دسترسي دارم و قص علي هذه . . .

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 3:18  توسط آسِت  |