تبليغاتX
روزمرگی

روزمرگی

عشق را گفتم به دست آرم عنان اختیار - تا عنان آمد به دستم، اختیار از دست رفت

امان از دست این اس ام اس، چی میگن بهش !! پیامک فارسی !!

میدونید که اکثر موبایل ها حروف الفبای عربی روشون سِت آپ شده و نتیجتآ حروف پ ، ژ ، گ ، چ رو ندارند.

از قضا دیدید تو اس ام اس زدن چقد این حروف مورد نیاز واقع میشن ؟؟

مثلآ میخوای بنویسی خیار و پوس بــِکَن. آبکیش با من. در میاد : خیار و بوس بکن. آبکیش با من میبینی جواب اومد واست که : لاشی !! فکر نمیکردم اینقدر بی جنبه باشی !! فک کردم آدمی که بهت اس ام اس دادم !!

میخوای بنویسی :  تماس میگیرم نوشته میشه : تماس می کیرم !! جوابت میاد که : میتونی از انگشتاتم برا شماره گرفتن استفاده کنیا !! حتمآ نباید با اون شماره بگیری !

میخوای بنویسی : گیر دادیا ! سند میشه: ک*ی*ر دادیا ! میبینی جواب اومد: بی تربیت همونم زیادته !!انتظار داشتی . . . . بدم ؟؟ اوهوک !!

طرف دیر کرده و میخوای بهش بگی گیر افتادی ؟ میزنی : ک*ی*ر افتادی ؟ جواب دریافت میکنی : زیرش بمونی ! چقد بی تربیتی تو !

شبه و رفتی تو حس و یه پات و انداختی رو اون یکی پات و میخوای عشوه بیای و بگی : چقد گرمای تنت و نیاز دارم. مسجت اینطور خونده میشه : چقد کِرمای تنت و نیاز دارم. جوابت میاد که : لنگه دَر، می مُردی اگه یه کم احساساتی تر می بودی !!!

به یه دوست تازه آشنا شدی و براش مینویسی : معرفت داری ما رو یه چایی دعوت کنی ؟ رد میشه : معرفت داری ما رو یه جایی دعوت کنی ؟ جوابت میاد : چی فک کردی ؟ من اهلش نیستم آست جون  !!

میخوای مسج بزنی که گیر نده دیگه ! سند میشه : ک*ی*ر نده دیگه ! یهو میبینی جوابت اومد : آست جان !! خیالات برت نداره. دو بار باهات خندیدم و اومدم بیرون فک نکنی بیوه بی صاحاب گیر آوردی  و بخوای اینجوری رومون و بهم باز کنی !! من که میدونم از عمد اینجوری نوشتی !!

دستت بنده و میخوای اس ام اس جواب بدی که : دستم گیره ! رد میشه : دستم ک*ی*ر*ه ! میبینی طرف جواب میده : ای بابا ! تو دیگه چرا ؟ تو که خونه مجردی داری !!

شماره یه دوست و میخوای! به یه دوست دیگه ات اس ام اس میزنی که : داری ؟ چنده ؟ سند میشه : داری ؟ جنده ؟ جوابت میاد که : باریکلا ! این کاره شدی ناقلا !! نه والله، آخر هفته اس. همه شون رفتن شمال!

میخوای از شخصی بپرسی گونی داری ؟ رد میشه : ک*و*ن*ی داری ؟ جوابت میاد که  : نه آست جان ! الهی بمیرم، اینقد اوضات خرابه ؟! شخم میزنی ها !!

یا اینکه دوستی ازت میپرسه آست کدوم شرکت برای این کار خوبه و تو میخوای بنویسی گُسترش هم خوبه ولی سند میشه کـُـستَـــرش هم خوبه ! ( عنوان پست ) میبینی جواب داد که : آست جان، دادا !! . . ــــم . . . .ـــــه  . . . . . مون . . . .  ـــم !! (شرمنده این رفیق ما خیلی بی ادبه !! )

و . . .  قص علی هذه .

خلاصه اینکه گاهی ناخواسته آدم بد فرم خراب میشه. اگه پیش دوستان باشه خیالی نیست. میزارن به حساب شوخی یا میفهمن ولی گاهی اشتباهی واسه افرادی سند میشه که باهاشون خیلی رودروایسی داریم و . .

. . .

حالا بلاگمون و نبندن خوبه !! البته شاید بخوان بهمون یه "گیر کوچولو" بدن، ولی ممکنه اونا هم اشتباهی یه "کـ . . . . کوچولو" بدن دستمون !!  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 14:30  توسط آسِت  | 

 

میگه : آست ! حالم خوب نیست. کلاجم در رفته !! { اسهال شدم }

میگم : چی خوردی مگه ؟

میگه : دیروز چاغاله خوردم، فکر کنم نشسته بوده و  احتمالآ همون ترتیبم ( !!! ) و داده . . . .

میگم : بدبختی رو میبینی !! چاغاله هم نشدیم . . .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 15:2  توسط آسِت  | 

داشتم به این فکر میکردم که اگه یه روز نعوذ بالله ! خدا برگرده به بنده هاش یه بیلاخ گنده نشون بده و بگه قیامتی در کار نیست. بعد هم قاه قاه به بهت و حیرت بنده هاش بخنده و بفرمایند : دادیم بسازن براتون ولی حالا که دنیا بدون معاد نمیچرخه بجاش از فردا صبح به مدت ۲۴ ساعت کلیه ظالمین و غیر المغضوبین الیه و همچنین والضالّین رو دستاشون و میبندم، حافظه شون و از کار میندازم و قدرتشون و ناکار آمد میکنم. هر کی و دیدید که دستاش بسته است بدونید ظالم بوده و هر کی دستاش بازه خودش بفهمه که مظلومه.

آی ی ی ی مظلوما ! هِری . . .  برین حقتون و بگیرید ببینم چی کار میکنید که قیامتی که وعده داده بودیم با قید دو فوریت همین امروزه  . . .

آخ که چقد کار داریم همه مون اون روز. آخـــ . . .

بهتره از حالا یه چماقی، چوبی، میله ای، پنجه بکسی چیزی جور کنم و بزارم کنار.( کی بود شیشکی کشید ؟؟ هاه کی بود ؟؟    - بکش به سیبیلات پُر پُشت شه !!)

آها! راستی یه سوال . . .

آخدا ببخشید یه سوال ! شرمندم ها. روم سیاه. اگه یه ۲۴ ساعت دستای شما رو ببندن که دنیا کون فیکون میشه که !!

. . . .

ولی نه ! اینجوری حال نمیده آخدا. اگه ظالما یادشون نمونه تو اون ۲۴ ساعت چیکار کردن باهاشون که حال نداره. اگه یه عمر با تصور تحقیر شدن تو اون ۲۴ ساعت نسوزند و سر نکنند که دلی خنک نمیشه. حالش به اینه که بعدآ هم یادشون بیاد و یه عمر با یاد آوری اون ۲۴ ساعت ما تحتشون سرخ بشه و آه بکشند.

. . . .

آخدا ما تصمیمون عوض شد. انصرافمون و اعلام میکنیم و به تاسی از مسابقه ۱۰۱ نفر، فرصت ظلم کردن و به بقیه ظالما میدیم. از زحمات شما مجری توانا هم تشکر میکنیم..... همون چشم به راه معادی که هزاران بار و هزاران سال وعده دادی، بمونیم سنگین تریم. اینجوری هر اتفاقی بیوفته حتمآ بعدآ میخوای بگی خودت اینجوری خواستی ! خودت اینقد برداشتی ! خودت با این اندازه از حقت قانع شدی !

بزار به امید این قیامتت !! که هی هم وعده اش و مث چماق کوبیدی تو فرق سرمون بمیریم و بپوسیم ولی بالاخره یکبار برای همیشه بفهمیم از کی یاری می خواستیم و چه کسی رو پرستیدیم یه عمـــــــــــــ . . . ـــر !!

پی نوشت : سال نو همه دوستان مبارک !!  ما هم مث همه شما از سر امسال دوباره تصمیم گرفتیم درست زندگی کنیم. ورزش کنیم. کارایی که انجام ندادیم و امسال انجام بدیم. بیشتر پس انداز کنیم. به اطرافیان بیشتر محبت کنیم و و و قص علی هذه . ولی از همین خدایی که ذکرش در بالا رفت که پنهون نیست از شما هم نباشه فعلآ به نوعی مرض "گشادی" مبتلا شدیم که از عوارضش "فراموشی" رو ذکر کردند و . . . 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 13:46  توسط آسِت  |