یونانی ها آدم های جالبی هستند ! فرهنگشون خیلی زیاد شبیه فرهنگ ما ایرانی هاست و همینطور غذاهای خوشمزه ای مثل ما ایرانی ها دارند. حتی قیافه ها شونم بسیار شبیه ما ایرانی هاست.
فقط در یه چیز با ماها فرق دارند. اونم اینه که در اسامی شون از کلمه های ک ی ر و ک س زیاد استفاده میشه. بر خلاف ما ایرانی ها که اگر کسی رو با نام هایی از ترکیب کلمات فوق خطاب کنید شلوار از پاتون میکشه بیرون.
طبق چیزی که من پرسیدم ازشون این کلمات جزو کلمات اصیلشونه و به همین خاطر در ترکیب اسماشون زیاد دیده میشه.
مثل : کیریاکُس - کُس پاره - کیریان - کُس تاس - کاراملیس کُس لیس - تاس کیر و . . .
خب طبیعیه که گاهی هم این اسامی رو روی کِشتی هاشون میزارن. باید بهتون بگم که کشتی ها هم مثل ماشین ها یه شماره پلاک دارند ولی چیزی که مهمتره اینه که حتمآ یک اسم هم دارند که روی بدنه کشتی نوشته میشه. حالا این اسم ها یا اسم شخصه یا اسم جاییه یا اسم شهره و . . .
مدت زیادی با شرکت های یونانی کار میکردم که کشتی هاشون میومد ایران. به تبع کارمون هر روز باید آمار کشتی ها رو میدادم دفتر مرکزی. خب تا اینجا مشکلی نبود. مشکل ازونجا شروع میشد که در غیاب بچه های عملیاتی باید آمار و به خانوم منشی میدادم.
صبح زنگ زدم دفتر و خانم منشی تلفن و جواب داد و بعد از خوش و بش معمولی روزانه پرسیدم : خانوم بچه های دفتر کسی نیست ؟ گفت : یه ساعت دیگه میان. یه ساعتی صبر کردم و دوباره زنگ زدم ولی متاسفانه به خاطر مشکلی که پیش اومده بود بچه ها نیومده بودن دفتر.
دوباره قطع کردم و گفتم بهر حال خود جناب مدیر که تماس گرفتند آمار و میدم بهشون. سر ظهر شد که دیدم خانوم منشی خودش تماس گرفت و گفت : آقای آستی ! جناب مدیر گفتن آمار و از شما بگیرم.
منو میگی، فکم داشت می افتاد. خدایا چطور حالا من آمار این دو تا کشتی رو بهش بدم. اون زمان دو تا کشتی داشتیم به نام های ک ی ر کارام لیس و کُ سَ ر !
گفتم اوکی یادداشت کنید. امار کشتی اولی هستش ..... گفت : اسمش و نمیگید ؟ گفتم خانوم با اسمش چکار داری؟ شما آمارت و بزن بره دیگه . گفت : نه آقای آستی باید تو سابجکت ایمیل اسم کشتی رو بزنم که قاطی نکنند.
گفتم: اوکی! شما بزن کشتی کارام ! و کامل نگفتم. به خیال خودم داشتم ادب به خرج میدادم.
یهو برگشت گفت : منظورتون همون کشتی "کارام لیسه" ؟ اینو که گفت خیالم راحت شد که خودش قبلآ اسامی رو از پرونده خونده و آمادگی ذهنی داره ولی یهویی بخاطر هیجان هول شدم و گفتم : خانوم پس ک ی ر ش و خوردی ؟ منظورم این بود که ک ی ر ش و جا انداختید !!!
بنده خدا صداش در نیومد ولی معلوم بود که ریز ریز داره میخنده. آمار کشتی ِ کُسَر رو هم دادم بهش و تموم شد.
یه ساعتی گذشت از یونان تماس گرفتتن که آقا ما آمار کشتی کُسَر رو نگرفتیم.
بلافاصله تماس گرفتم دفتر و با حالت عصبانی گفتم : خانوم بعد از اینکه من با شما صحبت کردم مگه شما کُسَرُ ندادی ؟ ( منظورم این بود که مگه آمار کُسَر ُ رد نکردید ؟ ) بنده خدا یه لحظه هول شد و گفت : آقای آستی منظورتون چیه ؟
تازه حالیم شد چی گفتم. سریع جم و جورش کردم و شمرده گفتم : خانوم منظورم اینه که مگه آمار کشتی کُسَرُ نفرستادید ؟؟ که دیدم یهو ترکید از خنده !!
حالا بعد از سالها هنوز هر وقت چشمون بهش می افته سرخ میشیم و سرمون و میندازیم پایین و ایشون میگه : ها آقای آستی دیگه کشتی ندارین که آمارش و بدید ؟!