تبليغاتX
روزمرگی

روزمرگی

عشق را گفتم به دست آرم عنان اختیار - تا عنان آمد به دستم، اختیار از دست رفت

 

منشی شرکت تماس گرفته و میگه : آقای آستی ببخشید شما تا چه ساعتی شرکت میمونید ؟

میگم : چطور ؟

میگه : آخه همه رفتن. من یه کم کار دارم میخواستم بمونم شرکت ولی تنهایی !!!! میترسم، خواستم اگه شما میمونید منم واستم که کارام و انجام بدم !!

میگم : خانوم ! اگه ما !! باشیم که باید بیشتر بترسید . . .

پی نوشت : یه نگاه به اینجا و اینجا و اینجا بندازید .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 17:17  توسط آسِت  | 

 

کمک رسانی در ایران و . . .

۱- بیا بالا همشیره . . . .!!

۲- برو بالا جیگر . . . .!!

 پی نوشت : آقا !!  این پست و جناب پیشول خان ظاهرآ زود تر از من گذاشته بودند. به جان خودم اگر من از رو دست ایشون کپی کرده باشم. اینبار  دروغ گو راس راسکی سگه !!

(اجازه نومچه کتبی و منگوله دار پیشول خان موجود است ) . 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 10:0  توسط آسِت  | 

 

۱- بــِــری بــِــری ( کمبود ویتامین B )

۲- بــِــری بدی ( کمبود پول )

۳- بدی بری ( کمبود وقت )

۴- بدی بدی ( خراب ِ ذاتی )

۵- بدی بگی ( کمبود عقل )

۶- بگی ندی ( بد قولی )

۷- بری ندی ( چتر بازی )

پی نوشت :

خدایا ! راست گویند فتنه از توست

ولی از تـــــــــــــرس نتوانم چغیدن

لب و دندان ترکان خـــــــــــــــتا را

بدین خوبی نبایـــــــست آفریــــــدن

که از دست ِ لـــب و دندان ِ ایـشان

به دنـــــدان دست و لب باید گزیدن

اگر ریگی به کفـش خود نداری ؟!

چرا باید شیــــــــطان آفــــــریدن ؟

"ناصر خسرو قبادیانی"

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 13:44  توسط آسِت  | 

موبایلم و عوض کردم و به این موبایل جدیده زیاد آشنایی ندارم ضمن اینکه اس ام اس هاشم میشه فارسی فرستاد بر خلاف موبایل قبلیه که فقط لاتین عمل میکرد. ولی چون حروف الفباش برای فرستادن پیامک فارسیش عربیه طبیعیه که حروف پ، ژ، گ، چ رو نداره و برای نوشتن کلماتی که این حروف توش هست باید از حروف مشابه استفاده نمود.

دیشب اس ام اس زدم واسه یکی از دوستام که :

شماره حسین جنده ؟

جواب داده که : حسین جنده رو نمیشناسم ولی یکی دیگه هست ۵۰ میگیره و . . . .

پی نوشت : بعضی ها !! میان نظر خصوصی میزارن و بعد یه سوال مطرح میکنن و جواب میخوان ولی نه ادرسی نه ایمیلی نه  . . . فچ کنم انتظار دارن یوزر و پسووردم و بدم که برن خودشون تو قسمت نظرات خصوصیم جوابشون و بخونن !!!

به قول امیر جک  مرتبط : یارو خودش و با زنجیر بسته بود به ضریح حرم امام رضا و هی استغاثه و ناله میکرد که یا ایمام ریضا ! یه کاری کن تو قورعه کیشی بانک من یه ماشین برنده شم و  . .

شب اونقد ناله و زاری کرده بود که خوابش برد. امام رضا اومد خوابش و گفت : بابا! آخه اوّل برو یه حساب باز کن که من بتونم یه کاری واست بکنم !! 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 14:29  توسط آسِت  | 

 

این چه جهانی ست که نوشیدن مِـی نارواست ؟ 

این چه بهشتی ست درآن خوردن گندم خطاست ؟

آی رفیق ! این ره انصاف نیست، این جفاست

راست بگو، راست بگو، راست

فردوس بَرینت کجاست ؟

راستی آنجا هم، هر کس و ناکس خداست ؟

ور همه گویند که هشیار باش . . .

بر در ِ فردوس نشیند کسی

تا که به درگاه ِ قیامت رسی

از تو بپرسند که در راه عشق

پیرو زرتشت بـُـدی یا مسیح ؟

دوزخ ما چشم به راه شماست

دوزخ ما چشم به راه شماست

راست بگو، راست بگو، راست

آنجا نیز، باز همین ماجراست ؟

این همه تکرا ر مکن ای همای

کفر مگو، شِکو ِه مکن بر خدای

پای ازین در که نهادی برون

در غُــل و زنجیر بَرندت بهشت

بهشت همان ناکجاست

وای بحالت همای وای بحالت

این سر ِ سنگین ِ تو از تن جداست

نه! نه! نه! نه! توبه کنم باز

حقّ با شماست

نه! نه! نه! نه! توبه کنم باز

حق با شماست

پی نوشت : این پست  پرهام عزیز رو هم بخونید. می ارزه !

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 11:20  توسط آسِت  | 

 

 - : آست جان فعلآ ۵ تومن پولت و ندارم بهت بدما. شرمنده !

 . : ای بابا ! این چه حرفیه ! شما بیشتر ازینها به ما بدهکارید . . . .


میگم : خب، تعریف کن بینم تاهل چطوریه ! راضی هستی ؟ همه چیز خوبه ؟

میگه : آی آست نگو که خَعلی باحاله، از سر کار میای خونه، خونه ات تمیزه، غذات آماده است، لباسات شسته شدن، اتو شدن، دیگه این بابا و ننه ات هی را بــِـرا گیر نمیدن بهت. آزادی ! اختیارت دست خودته! هرجا بخوای بری، بیای، فقط . . فقط  . .

فقط اگه این زن ِ هم نبود دیگه کویت بود !!


پی نوشت : یه سر هم اینجا بزنید !

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 16:6  توسط آسِت  |